چند خط بی‌حوصلگی

چی بگم :)

۶ ماه دوم سال

دیروز خودم تو خونه موهامو رنگ کردم ؛ اولش اصلا خوشم نیومد چون بیشتر از اینکه شکلاتی تیره بشه رنگ بلوند و عسلی شده بود ... الان همه میگن قشنگه ولی ته دل خودم راضی نیست

دوست دارم برم گونه و لب بالاییمو فیلر بزنم اما نمیدونم هزینه ش چه قدر میشه ... احتمالا زیاد نمیرم چون پولشو ندارم و اجازشم ندارم ... اگه بتونم پلک بالاییم بوتاکس بزنم خیلی بهتره

یادم نیست آخرین دفعه کی برا خودم رفتم تفریح..‌خیلی دور بوده . شایدم اصلا خوش نگذشته که یادم نمیاد...

کاشکی اون پسره رو بلاک نکرده بودم و دلمو با ابراز محبتای الکیش خوش کرده بودم ... بازم تنها موندم ... به‌نظرم کارم زیادم درست نبود .

هنوزم کار ندارم ... هنوز درسم مونده... هنوز برا از خونه بیرون رفتن خجالت میکشم... دوساله نتونستم برا هیچ فصلی یه دست لباس بخرم ... هنوز امیدوارم یه روزی از همین روزا یه راه حل برا صورتم پیدا میکنم ... هنوز فکر میکنم یه روز چشای غمگینم پر از شادی میشه ... از بس با همسن هام مقایسه شدم که هم چند ساله شوهر دارن هم کار رسمی میرن و مستقلن از خودم خیلی متنفر شدم ... دیروز یهویی گریه م گرفت گفتم خب چیکار کنم که هیشکی دوسم نداره ...؟؟ نباید گریه میکردم ولی واقعا دست خودم نبود 😔😔

دوشنبه هفتم مهر ۱۴۰۴ | 19:37
Atousa
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط بی‌حوصلگی محفوظ است .