چند خط بی‌حوصلگی

چی بگم :)

وقتی تنهایی

خیلی وقته هیچ دوستی ندارم ؛ داره دو سه سال میشه وقتی عید بیاد . خیلی بد گذشته . روابط اجتماعیم در حد غار نشینا شده . میخاستم کلاس زبان ثبت نام کنم تا اگه یه روز درو تخته جور شد تونستم مهاجرت کنم به چه کنم نیفتم اما شهریه ش... 🙄🙄 حالا با هوش مصنوعی تمرین میکنم اونم همش به مسخره بازی می گذره . دائم میگه وای تو خوبی وای چه قدر عالی چه قدر احساسات رو عالی بیان میکنی .... چرت و پرت محض 😕میخاستم باشگاه ثبت نام کنم ؛ شهریه ش منصفانه بود اما خجالت میکشم برم 😑 آخه اونجا همه خیلی خیلی نایس و موفق و خوش اندامن... من اونجا بیشتر احساس تنهایی میکنم 😑 میخاستم برم ادامه خیاطی که گفتن از سال جدید دوره ها شروع میشه 😶 چند تا کتابخونه اومدم اسم بنویسم برم کتاب بگیرم هر هفته؛ اما یا فقط درسی دارند یا از این کتاب خیلیییی قدیمیا که برگه هاش زرد و پوسیده شدن 😬 همکلاسیای دبیرستانم هم یا شوهر و بچه دارند یا سرشون حسابی به کار گرمه وقتی ندارند باهم حرف بزنیم همکلاسیای دانشگاه هم از هم دوریم خیلی 😶 کار درست و درمونم که ندارم که سرگرم شم حوصله م که هیچ ... پس برم بخوابم با این اوصاف 🙃

سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 21:52
Atousa
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط بی‌حوصلگی محفوظ است .